تبليغاتX
پرولتاری :وبلاگ رسمی دانشجویان چپ یزد
اتحاد دانشجو و نیروهای چپ پرولتاریا
 سرکوب دانشجویان شیراز ادامه دارد : بازداشت امین درستی
 

امین درستی دانشجوی سال چهارم رشته مهندسی مکانیک که روز گذشته به دنبال احضاریه اداره اطلاعات شیراز (پلاک ۱۰۰) به آن جا مراجعه کرده بود، بازداشت شد.وی که مدیر مسئول نشریه توقیف شده داروگ نیز می باشد در نیمسال تحصیلی گذشته سه بار به کمیته انضباطی احضار شده که در نهایت به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم گردیده بود. امروز پس از پیگیری خانواده وی در مورد وضعیت پرونده اش قاضی پرونده خبر از صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی داده است. وی همچنین افزوده است که تا تکمیل پرونده در بازداشت به سر خواهد برد.

پس از آزادی یونس میر حسینی این اقدام غیر منتظره شوک تازه ای را به دانشجویان دانشگاه شیراز وارد کرده است. لازم به ذکر است امین درستی هفدهمین دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز در طول دو ماه گذشته می باشد. پروژه سرکوب دانشجویان دانشگاه شیراز که از چندی پیش کلید خورده است همچنان ادامه دارد و هر روز با احکام سنگین محرومیت از تحصیل و بازداشت دانشجویان تشدید می شود

|+| نوشته شده توسط پرولتر در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
 ارسلان صادقی و حسین سرشومی بازداشت شدند
.
روز شنبه دهم اسفند ارسلان صادقی و حسین سرشومی درپی احظار تلفنی به دادگاه انقلاب استان اصفهان بازداشت شده و بلافاصله به زندان مرکزی اصفهان منتقل شدند .
.
این احظارها که معاون دادستان کل استان آقای یوسفی شخصاً انجام داده بود درحالی به بازداشت غیر مترقبه تبدیل شده اند که هر دوی این دانشجویان دانشگاه اصفهان به تازگی و با قید وثیقه از همین زندان آزاد شده بودند، ارسلان صادقی روز ۲۱ مهر امسال به همراه مازیار معصومی در منزل خود بازداشت شده و مدت ۱۸ روز را در زندان به سر برده بود و حسین سرشومی نیز که در تابستان امسال بازداشت شده بود مدت ۱۲ روز را در بند «ا.ط» بازداشتگاه امنیتی حفاظت اطلاعات واقع در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) را به سر برده بودند.
.
گفته ی منابع نزدیک ، قاضی یوسفی علت بازداشت مجدد این دو دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب را اتهاماتی دانسته است که با پرونده ی دو دانشجوی بازداشتی دیگر اصفهان یعنی علیرضا داودی و بهمن خدادادی مشترک بوده اند که به احتمال قریب به یقین تجمعات سال گذشته ی دانشگاه اصفهان مخصوصا تجمع تاریخی ۸ مارس و اعتصاب ۸ روزه ی غذا می باشند .
|+| نوشته شده توسط پرولتر در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
 دستگیری چهار فعال دانشجویی در تهران
 صبح روز یک شنبه مورخ یازدهم اسفند ماه، مامورین وزارت اطلاعات چهار تن از دانشجویان  را در تهران بازداشت کردند.

بنا به گزارشات دریافتی ماموران امنیتی در حمله ای وحشیانه به منزل امین قضایی ،یکی از فعالین سرشناس جنبش دانشجویی، چهار دانشجوی آزادیخواه و برابری طلب را بازداشت کرده اند و به مکانی نا معلوم منتقل کرده اند. اسامی این چهار دانشجو عبارت است از:

ساناز اللهیاری، نسیم روشنایی، مریم شیخ و امیرحسین محمدی فر

|+| نوشته شده توسط پرولتر در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  |
 یورش به منزل علی نجاتی هیئت مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و دستگیری رضا رخشان

 با حمله به منزل علی نجاتی رئیس هیئت مدیره ی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه  رضا رخشان، مسئول روابط عمومی این سندیکا نیز دستگیر و  هیچ گونه اطلاعی از چگونگی وضعیت نام برده  در دست نیست. در ساعت های آینده انتظار می رود دیگر فعالین این سندیکا نیز دستگیر شوند.

ما از فعالین کارگری و انسان های آزادیخواه می خواهیم برای مقابله با این سرکوب وحشیانه به هر طریقی که می توانند واکنش نشان دهند.

 

زنده باد جنبش کارگری

کمیته ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری

10/12/1387

|+| نوشته شده توسط پرولتر در یکشنبه یازدهم اسفند 1387  |
 بازداشت محمد پورعبدالله و علیرضا داودی توسط وزارت اطلاعات
چهارشنبه ، 23 بهمن 1387 ، 21:06

altaltصبح امروز، محمد پورعبدالله دانشجوی دانشکده شیمی دانشگاه تهران در پی حمله ی نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.  او تاکنون هیچ تماسی با خانواده اش نداشته و از وضع سلامتی وی هیچ اطلاعی در دست نیست. محمد پورعبدالله و خانواده اش پیش از این بارها از سوی مأموران وزارت اطلاعات به صورت تلفنی مورد تهدید قرار گرفته بودند.  محمد پورعبدالله در دی ماه سال گذشته نیز به همراه چند تن دیگر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب بازداشت شده بود و قرار بود سوم اسفند ماه امسال برای بررسی اتهامش به دادگاه انقلاب تهران برود.

همچنین بنا به اخبار رسيده به خبرنامه داب اصفهان ساعاتي پيش عليرضا داودي ،‌از دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب دانشگاه اصفهان توسط نيروهاي اطلاعاتي در منزل شخصي، دستگير و به مكان نامعلومي انتقال داده شد.

مامورين لباس شخصي پس از انتقال عليرضا داودي به تفتيش منزل شخصي نامبرده پرداخته و بعضي از وسايل و كتاب هاي نامبرده را ضبط كرده اند.  از وضعيت كنوني عليرضا داودي و مكان نگهداري وي اطلاعي در دست نيست.

 خبرهای بعدی در مورد وضعیت محمد پورعبدالله و علیرضا داودی به زودی به اطلاع خواهد رسید.   

                                                       

|+| نوشته شده توسط پرولتر در شنبه بیست و ششم بهمن 1387  |
 بیانیه کانون صنفی معلمان ایران


بیانیه کانون صنفی معلمان ایران
.
دوشنبه پنجم اسفندماه روز اعتصاب عمومی فرهنگیان

فرهنگیان گرامی، یاران ارجمند

سال­هاست، دغدغه ی اصلی ما وشما اجرای قانونی است که مسئولان بارها و بارها وعده داده بودند با اجرای کامل آن تبعیض­ها به حداقل رسیده و مشکلات معیشتی معلمان به طور جدی برطرف خواهد شد .
.
گزارشی مختصر از وعده های تحقق نیافته در سالهای اخیر :
.
در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان ، حداد عادل رئیس مجلس هفتم در سال ۸۳ ، از الزام دولت به ارسال طرح نظام هماهنگ پرداخت به مجلس ظرف دوماه سخن گفت !! البته در مهلت مذکور هیچ اتفاقی رخ نداد . وی همچنین تاکید کرده بود با هر مسئولی که از مصوبات مجلس درباره فرهنگیان تبعیت نکند برخورد جدی خواهیم کرد ! پس از دو سال تعلل از این وعده ، درسال ۸۵ زمانی که مجلس هفتم مراحل نهایی تصویب لایحه را می­گذراند، این بار نامه معاون اول رئیس جمهور برای استرداد آن منتشر گردید که موجب واکنش به موقع معلمان ایران شد و با حضور جمعیت­های فرهنگی در مقابل مجلس که بعضاً تعداد آن­ها حدود ۳۰ هزار نفر تخمین زده می­شد دولت ناچار شد درخواست خود را پس بگیرد . درآخرین روزهای اسفند ماه سال ۸۵ در حالی که مسئولان اعلام می کردند : ” نیازی به برگزاری این تجمعات نیست . لایحه ی مدیریت بزودی اجرا خواهد شد . تمام مطالبات معلمان پرداخت می شود و… ” بر خلاف وعده های داده شده نظام هماهنگ پرداخت ازردیف بودجه ۸۶ حذف و مدرسه ها ومجلس برای جلوگیری از ادامه اعتراضات معلمان تعطیل شدند!! در سال ۸۶ علیرغم دستگیری ها و برخورد با فرهنگیان به ناچار در اثر پافشاری های مستمر معلمان این قانون توسط مجلس شورای اسلامی تصویب شد . بنابراین پرداخت ها باید از زمان تصویب قانون بر اساس نظام هماهنگ صورت می گرفت . این بار تدوین آئین نامه ها به عنوان عامل بعدی عدم اجرای قانون مطرح گردید .آئین نامه باید ظرف شش ماه تدوین می شد که این وعده نیز عملی نشد . مسئولین سال ۸۶ را هم با وعده های دیگری به سال ۸۷ پیوند زدند و البته قانون باز هم اجرا نشد ! این در حالی بود که نفت به بالاترین قیمت خود رسید و درآمدهای سرشاری نصیب کشور گردید ولی فرهنگیان حتی از دریافت به موقع حقوق اندک حق التدریس خود نیز محروم بودند . تعدادی از فعالان صنفی که درآستانه روز جهانی معلم سال جاری برای حضور در شورای هماهنگی و ملاقات با نمایندگان مجلس برای پیگیری اجرای قانون به تهران آمده بودند به شکلی غیر قانونی در مترودستگیر شدند ! در ملاقات این فعالان با نمایندگان پس از دستگیری در مجلس صراحتا اعلام شد : ۱۵ آذر سال ۸۷ آخرین فرصت قانونی دولت برای تنظیم آئین­نامه­های مربوط و اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری است .
.
لازم به توضیح نیست که مهلت قانونی دولت به پایان رسید وباز هم آنچنان که انتظارآن می رفت از اجرای قانون خبری نشد . سال ۸۷ رو به اتمام است و صحبت از برقراری نظام هماهنگ درسال ۸۸ به میان آمده وباز هم وعده هایی دیگر ! در این بین لایحه حذف یارانه ها به معنای افزایش قیمت ها ست و عملا قانون خدمات کشوری رابی اثر می کند . تاخیر در اجرای قانون که از سال ۸۵ تاکنون به صورت پی در پی صورت گرفته است اعتماد جامعه ی معلمان را نسبت به وعده ها و ادعاهای جدید به طور کامل از بین برده است .
.
حال فرهنگیان می پرسند : چه کسی پاسخگو ی معلمانی است که حداقل درطول این ۳ سال با حقوقی ناچیز زندگی سختی را گذرانده اند ؟ مشکل اصلی کجاست که پس ازگذشت سی سال از انقلاب اسلامی ، هنوزهم حقوق معلمان را به درستی پرداخت نمی کنند؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که معلمان کشور که ازقشر تحصیل کرده و ازافراد موفق دروادی علم و دانشند از زندگی زیر خط فقر خارج شوند یا باز هم بایددر اثر فشار مسائل اقتصادی به اموری خارج ازشان وتخصص خود بپردازند ؟ آیا زمان آن فرا نرسیده که مسئولین ازبازی با قانون دست برداشته و به وعده های خود عمل کنند ؟ با توجه به نرخ تورم ما به التفاوت بین حقوق قانونی فرهنگیان و آنچه در طی سالهای اخیر به شکل غیر قانونی دریافت نموده اند چگونه به آنان بازگردانده می شود ؟ آیا با سابقه ی وعده های قبلی در فضای ابهام آلود موجودو گفته های ضد و نقیض در مورد قانون خدمات وماده ۱۳ طرح تحول اقتصادی ، امید به وعده ی اجرای نظام هماهنگ خوش باوری نیست ؟
.
همکاران گرانقدر
.
دولت مدعی قانون­گرایی تاکنون معلمان زیادی را به اتهام تخلف از قانون و به بهانه تجمع غیرقانونی به انحاء مختلف مورد لطف قرار داده است!!! شخص رئیس جمهور بر اساس اصول ۱۱۳ و ۱۲۱ و ۱۲۲ قانون اساسی به عنوان عالی­ترین مقام اجرایی و مسئول اجرای قوانین سوگند یاد کرده است . بر اساس ماده ۲ قانون مدنی می­بایست ۱۵ روز پس از تصویب قوانین ،آن­ها را در سراسر کشور به اجرا درآورد، اماعملاً از اجرای این قانون برای شاغلین خودداری نمود ه و به بهانه­های مختلف مانع از اجرای آن گردیده است و با وجود نامه­ها و شکوائیه­هایی که توسط معلمان بویژه کانون­های صنفی برای شخص رئیس جمهور، ریاست محترم مجلس، ریاست محترم قوه قضائیه، ریاست محترم سازمان بازرسی کل کشور، ریاست محترم کمیسیون اصل ۹۰ و دیگر نهادهای ذیربط ارسال شده است نه تنها کوچکترین واکنشی از سوی مقامات مذکور مشاهده نشده بلکه تلاش نمایندگان کانون­های صنفی سراسر کشور برای دیدار با نمایندگان خود در خانه ملت نیز با واکنش نیروهای امنیتی مواجه گردید و حاصلی جز دستگیری و بازداشت نمایندگان معلمان نداشته است.
.
لذا به استناد مواد ۵۷۰ و ۵۷۶ قانون مجازات اسلامی و اصل ۴۰ قانون اساسی و اصول و قواعد فقهی و حقوقی از جمله «حرمت حالِ مسلم» و قاعده فقهی «ضمان ید» شخص ریاست جمهوری در این زمینه متهم به تخلف و سرپیچی از اجرای قانون مصوب مجلس محسوب می­شود چرا که به واسطه سلیقه شخصی ایشان در ممانعت از اجرای قانون در زمان مقرر، ستم بزرگی متوجه جامعه کارمندی به ویژه معلمان ایران گردیده است.
با این اوصاف و از آنجا که بر اساس ماده ۱۳ طرح تحول اقتصادی که یک فوریت آن در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است بیم آن می­رود که با تصویب نهایی این طرح، اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری به حالت تعلیق درآیدلذا کانون صنفی معلمان ایران در پاسخ به درخواست عمومی فرهنگیان تصمیمات زیر را برای وادار کردن دولت به اجرای قانون مصوب اتخاذ و از همکاران فرهنگی و مدیران محترم و معلمان دلسوز می­خواهد یک بار دیگر با اتحاد و همدلی خویش حقوق حقّه خود را که همانا اجرای قانون مصوب مجلس است از دولت مطالبه نمایند. همکاران از یاد نبرند که اجرای قانون همترازی ، طرح ارتقای شغلی ، افزایش حق التدریس همکاران و بسیاری از دستاوردهای دیگری که فرهنگیان شاهد به وقوع پیوستن آن بوده اند جز در سایه همدلی ، اتحاد و همراهی حاصل نشده است .
.
۱- ­شنبه ۳/۱۲/۸۷ ضمن حضور در مدرسه و کلاس درس، فرصت زنگ­های تفریح را مغتنم شمرده و با روش­های مختلف همکاران فرهنگی را در جریان برنامه­های روزهای یکشنبه و دوشنبه ۴و ۵ اسفند­ماه قرار دهند.

۲- روزیکشنبه ۴/۱۲/۸۷ تمامی همکاران فرهنگی ضمن حضور در مدرسه و استقرار در راهروی مدارس و کمک به مدیران و معاونان محترم در حفظ نظم کلاس­ها، دلایل عدم تدریس خود را به اطلاع دانش­آموزان و خانواده­ی آنان خواهند رساند.

۳- روز دوشنبه ۵/۱۲/۸۷ به عنوان روز اعتصاب عمومی اعلام و فرهنگیان در این روز از حضور در مدرسه خودداری خواهند کرد.
.
از نمایندگان محترم معلمان توقع داریم ضمن یاری همکاران خود در اجرای هر چه بهتر مفاد این بیانیه متن امضاء شده بیانیه حاضرتوسط همکاران را برای مسئولان رده های مختلف نظام ارسال نمایند .
.
لازم به ذکر است چنانچه تا تاریخ ۳۰/۱۱/۸۷ شخص رئیس جمهور یا معاون اول وی به صورت رسمی و شفاف تصمیم دولت را برای اجرای بی کم و کاست و به موقع این قانون در رسانه­های جمعی خصوصاً صدا و سیما اعلام نمایند، کانون صنفی معلمان ایران لغو برنامه­های فوق را رسماً و از همان طریق به اطلاع همکاران فرهنگی خواهد رساند در غیر این صورت برنامه­های آتی در بیانیه­های بعدی به اطلاع همکاران خواهد رسید.
.
بدیهی است توقف یا تشدید برنامه­های اعتراضی فوق به عکس­العمل مسئولان محترم وابسته است و امیدواریم دلسوزان نظام مانع از برخوردهای امنیتی با حرکت صنفی معلمان شده و اجازه ندهند با برخی تصمیمات نسنجیده بر شکاف بین فرهنگیان و مسئولان بیش از گذشته دامن زده شود..
.
در خاتمه از همکاران محترم فرهنگی نیز خواسته می شود برای رفع نگرانی خانواده­های محترم دانش­آموزان و جلوگیری از وقفه آموزشی، در اولین فرصت ممکن ساعت های تعطیل شده کلاس درس را جبران نمایند.



کانون صنفی معلمان ایران
|+| نوشته شده توسط پرولتر در سه شنبه پانزدهم بهمن 1387  |
 نامه سندیکا ی کارگران شرکت واحد به کنگره اف ان وی
شنبه ، 12 بهمن 1387 ، 02:26

خانمها و آقایان ، نمایندگان محترم و مسئولین اتحادیه کارگران هلند و دست اندر کاران Febe Elisabeth Velasquez Award،

خواهران و برادران:

با تقدیم گرمترین درود ها و تشکرات از طرف سندیکای کارگران شرکت واحد و رئیس و نایب رئیس در بندش آقایان منصور اسالو وابراهیم مددی و متاسف از این هستیم که اعضای هیئت مدیره سندیکا در این جمع حضور ندارند.

با سپاس بیکران از شما که این جایزه ارزشمند را به همکاران  ایرانی خود در سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه  اعطا کردید ، شاید این جایزه بتواند به مسئولین ایران پیام بدهد که دفاع از حقوق پایه ای جرم نیست و ما هم بدانیم که تنها نیستم. و کسانیکه با به خطر انداختن خود و زندگی اشان به تداوم این مبارزه کمک میکنند کارشان قابل ستایش است.

همکاران عزیز، سال گذشته زمانی دریافت این جایزه ارزشمند را به ما اعلام کردید که درست مصادف بود با یک روز قبل از روز جهانی حمایت برای آزادی برادر منصور اسالو و محمود صالحی که در دهها کشور اعتراضاتی صورت گرفته بود برای آزادی این همکارانمان.

متاسفانه با گذشت یک سال از آن زمان نه تنها رئیس سندیکا آزاد نشده است بلکه در چند هفته گذشته همزمان با ایام کریسمس نایب رئیس سندیکا نیز دستگیر و به زندان منتقل شده است. علیرغم این حقیت که رهبران و بسیاری از همکاران سندیکای ما در زندان و بیکار هستند اما سندیکا و اعضای اش متداوما برنامه های خود را که شامل دیدار اعضا در محیط کار، جلسات هیئت مدیره و دیگر کارهای مربوط به سندیکا را در این مدت به پیش برده است.

امروز در بسیاری از کشورها مبارزه برای ابتدایی ترین خواسته های کارگری که از بنیاد حقوق بشر میاید برای فعالین و نهادهای کارگری جرم محسوب میشود و با بیکاری، اخراج و زندان از طرف دولتها جواب داده میشود.

ایکاش ما در کنار شما بودیم و از تجربیات شما و مبارزاتتان بسیار می آموختیم ولی یکی از عللی که ما را از شرکت به این نشست بسیار مهم باز داشت این بود که ما اینجا صمیمانه از شما مبخواهیم که اگر شما میتوانید به ایران بیایید، تا از نزدیک وضعیت جنبش کارگری را ببینید. و با تمام وجودتان لمس کنید که مبارزه ما در چه شرایط سختی است.

بیایید و از نزدیک ببینید که کارگرانی که امروز در ایران در نبود ایمنی کار چگونه زیر ماشینهای قول آسا کشته میشوند.کارگرانی که به مامورین امنیتی محیط  کار اگر اعتراضی بکنند چگونه سریعا به زندان میافتند و جشن اول ماه می جرم است و داشتن تشکل مستقل یعنی به خطر انداختن امنیت ملی کشور. رئیس سندیکا ما حتی از دیدن دکتر و دارو و ملاقات هم در زندان محروم است و فعالین سندیکای ما در لیست سیاه هستند برای کاریابی و فرزندان ما نیز با مشکل تحصیلی روبرو هستند. و ببینید که ما چگونه در چهار سال گذشته با کمترین امکانات با تحمل مشقات بسیاری این سندیکا را حفظ کرده ایم.

همکاران عزیز ، در یک سال گذشته بسیاری از  کارگران ،معلمان و فعا لین کارگری به زندان افتاده اند و در یک مورد معلمی محکوم به اعدام است،  ولی پیام همه آنها به ما این است که به مبارزه ادامه دهیم . بدون تلاش و پرداختن هزینه تشکل و عدالت اجتماعی بوجود نمیاید.

بار دیگر اعلام میکنیم، ما این جایزه را با دیگرانی که کاندید این جایزه بودند خود را شریک میدانیم و این جایزه در اصل متعلق به تمام کارگران ایران است. این جایزه متعلق به میلیونها کارگری است که با وجود همه فشارها برای  ماهها است حقوق خود را دریافت نکرده اند، این جایزه متعلق به زنان کارگر و در حال اشتغالی است که بخاطر زن بودن از حقوق برابر با همکاران مردشان محروم هستند، این جایزه متعلق به اقلیتهای ملی و مذهبی است که هنوز در زمان استخدام مورد تبعیض قرار میگیرند و این جایزه متعلق به کسانی است که در راه تشکل مستقل کارگری؛ زندانی، بیکار، اخراج ، آواره و خانه خراب میشوند و مهمتر از همه این جایزه به همسران و کودکانمان تعلق دارد که در این مدتی که سندیکای جوان و تازه تاسیس ما هنوز زمان چندانی از احیای آن نمی گذرد، اما رنجها و مشقتها و سختیهای فراوانی را متحمل شده اند.

 

در پایان سندیکای کارگران شرکت واحد یکبار دیگر از مسئولین اتحادیه کارگران هلند و دست اندر کاران

Febe Elisabeth Velasquez Awardبرای اعطای این جایزه به سندیکای شرکت واحد تشکر میکند.

 

با امید به گسترش صلح و عدالت در تما م گیتی

 

سندیکای کارگران شرکت واحد

اتوبوسرانی تهران و حومه

۱۳۸۷/۱۱/۱۱

|+| نوشته شده توسط پرولتر در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387  |
 همزمان با تجمع کارگران صنایع فلزی در مقابل نهاد ریاست جمهوری

.
بنا بر گزارشهای دریافتی توسط اتحادیه آزاد کارگران ایران همزمان با تجمع کارگران صنایع فلزی در مقابل نهاد ریاست جمهوری و در حالی که آنان منتظر بازگشت نماینده های خود از جلسه بودند یک مرتبه متوجه فردی شدند که با پاشیدن بنزین بر لباسهایش، در یک آن خود را به آتش کشید.
.
کارگران صنایع فلزی با مشاهده این وضعیت بلافاصله با پارچه ها و پلاکاردهایی که به همراه داشتند برای خفه کردن آتش به کمک وی شتافتند و نهایتا مجبور شدند با پاره کردن لباسهای وی و خارج کردن آنها از تنش، این فرد را از مرگ حتمی نجات دهند.
فرد آتش گرفته هنگام کمک کارگران و سربازان برای نجات وی از مهلکه، بطور مداوم فریاد می کشید و التماس می کرد بگذارید من بمیرم، در زلزله بم فرزندانم روی دستانم مردند و کسی به داد ما نمیرسد.
.
بنا بر اظهارات این فرد وی مدت سه سال برای حل مشکلات خود به نهاد ریاست جمهوری مراجعه میکرد و در اوج نا امیدی و پس از سه سال دوندگی و عدم حصول نتیجه ای از آن، تنها راه را آتش زدن خود و مرگ در مقابل نهاد ریاست جمهوری یافته بود.این فرد پس از کمک کارگران و سربازان و نجات وی از مرگ حتمی با آمبولانس به بیمارستان منتقل شد
|+| نوشته شده توسط پرولتر در چهارشنبه نهم بهمن 1387  |
 ودکشی یک دانشجو در کوی دانشگاه تهران
 

نبی پیرمحمدی دانشجوی ۲۲ ساله اهل لرستان که در مقطع کارشناسی رشته مردم شناسی دانشگاه تهران درس می­خواند ، دیروز صبح خود را از طبقه چهارم کتابخانه کوی دانشگاه تهران به پایین پرت کرد .وی هم اکنون در بیمارستان شریعتی تهران بستری است و متأسفانه دچار مرگ مغزی شده است. خودکشی این دانشجو در ساعت ۸ صبح اتفاق افتاد درحالی که وی باید ساعت ۹ در کمیته انضباطی حاضر می­شد . مدیریت دانشکده علوم اجتماعی تلاش زیادی در راستای مسکوت گذاشتن ماجرای خودکشی او وتلاش برای حادثه جلوه دادن این رخداد داشت اما دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران دیروز تجمعی اعتراضی را در همین زمینه برپا نمودند.

با افزایش شمار خودکشی در میان دانشجویان کشور ، وزارت علوم دولت احمدی نژاد بجای ریشه یابی این رفتارها صورت مسئله را پاک می کند. در همین راستا حمید یعقوبی سرپرست مرکز مشاوره وزرات علوم به خبرگزاری مهر گفته است:  دستورالعملی داریم که بر اساس آن دانشگاهها حق ندارند برای دانشجویانی که بر اثر خودکشی فوت کرده اند مراسم بگیرند. وی با تأکید بر اینکه آمار خودکشی را نباید رسانه ای کرد، گفت: اطلاع رسانی درباره این پدیده به گسترش آن کمک می کند.

 
|+| نوشته شده توسط پرولتر در چهارشنبه نهم بهمن 1387  |
 بیان چند نکته پیرامون وضعیت موجود

"تا زماني كه افراد ياد نگيرند كه در پشت عبارات اعلاميه ها و قولهاي اخلاقي ديني سياسي واجتماعي منافع طبقات و گروههاي مختلف را جستجو كنند هميشه قرباني فريب و خودفريبي در سياست مي شوند"  لنين 

نگاهي به تاريخ جنبش چپ در ايران و پيدايي فعاليتهاي سياسي مبتني بر نگاه طبقاتي در ساخت اجتماعي و اقتصادي در ايران پيشينه ي پيچيده گنگ نارسا و در بسياري موارد نادرست و فراموش شده داردو گويا نيازمنديم اين تجربه را پيوسته از سر بگذرانيم بدون اينكه به تكامل عمل سياسي و اجتاعي در بستر تاريخ وقعي نهاده باشيم و اين بيش از همه نشان دهنده ي خصوصيت ساخت اجتماعي است كه اگاهي را نه  فرايندي پيوسته كه حركتي مقطعي تقويمي و منفك از بستر تاريخي معرفي مي كند.گويا الگوي جامعه ي سرمايه داري در مصرف مقطعي گريبانگيرقواعدپيچيده ي حاكم بر تاريخ نيز شده است و واقعيت وجود طبقات اجتماعي و منازعه يپيوسته ي انها يكي از اين قواعد است.انديشه ئ فعاليتهاي سياسي انسان را نمي توان از شرايط مادي زندگي يا جهان بيني اجتماعي انسانها جدا تحليل كرد.هركس كوچكترين شناختي از ماركسيسم و درون داشت اصلي و محتواي هميشه جاري ان يعني روش شناسي ديالكتيك ماركسيسم داشه باشد و به واقعيت حاكم بر تاريخ بشري يعني ساخت طبقاتي اجتماعي اگاهي داشته باشد در تنگناي شرايط اجتماعي به عملكرد كور و نااگاهانه و يا كج فهمي سياسي دچار نخواهد شد.در روزهايي كه تحت تۀثيرتبليغات ليبرايسم و رسانه هاي بوروژوازي ضديت عملي ونظري با ماركسيسم تبديل به ارزش شده است وادادگي بخش عظيمي از به اصطلاح روشنفكران دربه انزوا راندن اين انديشه در سطح جامعه تاثير عميقي گذاشته است.اما هرگز واقعيت وضرورت ان را از بين نبرده است.روشنفكران مدعي  كه تحول در ساخت اجتماعي و اقتصادي را ناديده مي گيرند به طور اساسي دروغ مي گويندو نه  با ماركسيسم وحدت رويه دارند ونه وحدت منافع. كساني كه مي خواهند خشم مردم  را به جايي غير از عامل اصل ان هدايت كنند در واقع به ان خيانت مي كنند چنان كه نابالغهاي سياسي مدعي خيال مي كنند كه سياست  فوت و فن تصاحب قدرت و تغيير و جابه جايي در ساخت سياسي است كه موجب تغيير در ساخت جامعه مي شود. يا واقعيت اقتصادي  و اجتماعي ان  را ناديده مي گيرند و نگاه كاركردي به دولت ها بدون تغيير در ساخت اقتصادي و اجتماعي  ناشي از نشنا ختن واقعيت جامعه و روابط پيچيده ي اقتصاد طبقاتي و سيلست به اين توهم انها دامن مي زند. در ولقع نگاه كاركردي به دولت ها و اينكه با تغيير شخصيت هاي سياسي و هيئت حكمه نقش دولت ها تغيير مي كند خالي كردن دولت ها از مفهوم طبقاتي ان است.فراموش نكنيم بحث بنيادي بودن تغيير براي دگرگوني در ساخت اجتماعي با بحث حضور منفرد طبقات در مبارزات سياسي متفاوت است. و نگاه ماركسي به مبارزه ي طبقاتي و پيشروي پرولتاريا در واقع نگاه مبتني به تغيير در ساختار است و تفكر پرولتاري (نه به معنای مائویستی و بتلهایمی )بايد پيشرو باشد نه اينكه صرفا طبقه ي كارگر به عنوان يك نيروي جداگانه در فرايند انقلاب حركت كند.در شرايط امروزجامعه  ايران اصولا به اين دليل كه جنبش كارگري هنوز به يك جنبش فراگير تبديل نشده است و همچنين لزوم و ضرورت تمركزنيروهاي مترقي و پيشرو در مبارزه با ارتجاع حاكمه دليلي بر تقليل نبرد طبقاتي به يك نبرد   براي تغيير در ساخت سياسي نمي باشد.اما در شرايط كنوني نيز ما با تكيه بر تفكر پرولتاري اعتقاد به تاكيد جناح كارگري  در اين فرايند نوپا ي انقلابي داريم و موضع خود را در مقابل بوروژوازي و طبقات حاكم و ارتجاع سياسي حاكم به صورت مشخص بيان مي كنيم.با توجه به وضعيت موجود و تحليلمان از شرايط ما دانشجويان چپ دانشگاه يزد لازم مي دانيم كه بار ديگر اعلام كنيم خود را با تمام نيروهاي مترقي و پيشرو موجود در فرايند مبارزه اجتماعي همسنگر مي دانيم و براي فعاليتهاي تمام نيروهاي ازادي خواه و برابري طلب به معناي عام ان و فعالين كارگري جنبش زنان و همه اي نحله هاي چپ فعال در جامعه و دانشگاه ارزش قائليم و حمايت خود را از اين فعاليتها اعلام مي كنيم.اما صرفا انها را نماینده ی ناراضیان اجتماعی و نه مبارزه ی مشخص و روشن طبقاتی می دانیم. سركوب عمومي نيروهاي مترقي در سطح جامعه  و دانشگاه از سوي ارتجاع حاكم و نها د هاي سركوبگر و ضد اجتماعي و ضد مردمي را به شدت محكوم مي كنيم و معتقديم كه هرگز سركوب زندان تهديد و حتي كشتار راه برون رفت از وضعيت موجود نخواهد بود.چرا كه اين فعاليتها و برخوردها و فريادها نيروي خود را از واقعيت اجتماعي مي گيرند كه تضاد طبقاتي و فقر اقتصادي ستم و تبعيض جنسي ستم قومي و در يك كلام ستم ملي سنت ديرينه اي ان زير يوغ حكومتهاي سركوبگر طبقاتي بوده است.در شراط موجود كه اخبار احضار و زندان و شكنجه و اخراج از دانشگاه به اخبار روزمره و عادي جامعه تبديل شده است موج وسيع برخورد و سركوب در دانشگاه شيراز اين بار  جمع كثيري از رفقايمان را در خود فرو برده است.چندين مورد اخراج از دانشگاه دهها حكم تعليق و محروميت از تحصيل و تهديد و احضار عمومي دانشجويان فعال شيراز نشاندهنده ي گسترش روز افزون عينيت يافتن مبارزه ي اجتماعي در سطح جامعه است حاكميت با اين سركوبها خود را وارد فضايي مي كند كه روز به روز به راديكالتر شدن و عموميت مبارزات اجتماعي دامن ميزند.  ما دانشجويان چپ يزد ضمن محكوم كردن اين سركوبهاي غيرانساني  رفقايمان در شيراز با تاكيد بر ايجاد صفوف متحد در دانشگاهها بر جو پليسي حاكم عنوان مي كنيم كه  اين فضا جز با پراتيك هدفمند نيروههاي مترقي و انقلابي و پيشرو تغيير نخواهد كرد.ذهنيت اجتماعمان اكنون در التهاب گسستن زنجيرهاست.عينيت اين حركات تنها با پيشروي و معرفي هرچه بيشتر نيروهاي چپ به عنوان تنها الترناتيو كه بالقوه و بنا به ماههيت خود قادر به عملي كردن  خواستهاي سوسياليستس و دموكراتيك انباشته شده جامعه مي باشد و گفتمانهاي ديگر ناتواني ذاتي خويش را در عملي كردن  وعده و وعيدهاي حود در طول تاريخ  خود براي مردم  اين مرزو بوم به اثبات رسانده اند.

به اميد رهايي از هر گونه سلطه

 

|+| نوشته شده توسط پرولتر در چهارشنبه دوم بهمن 1387  |
 
 
بالا